|
|
|
|
درباره
آريانا

معرفي گروه پژوهشي صنعتي آريانا
ماموريت گروه
راهبرد محوري و ارزشهاي بنيادين گروه
سخن مدير عامل

معرفي گروه پژوهشي
صنعتي آريانا
گروه پژوهشي صنعتي آريانا از سال 1376 با مشاركت جمعي از دانش آموختگان
مهندسي صنايع دانشگاه صنعتي شريف فعاليت خود را در حوزه مشاوره مديريت
و مهندسي صنايع آغاز نمود. با گذشت زمان و با توجه به راهبردهاي انتخابي
اعضا، كسب و كار گروه به شاخههاي محدودتري تقسيم گرديد و به تدريج
چهار مركز مجزا در حوزههاي زير به وجود آمدهاند:
• مركز مشاوره مديريت وکارآفريني آريانا
• مركز آموزش و توانمندسازي آريانا
• مركز فرهنگي هنري آبتين
• مرکز انتشارات آريانا
تقسيمبندي فوق به صورت مجموعههاي مستقل اين فرصت را در اختيار گروه
پژوهشي صنعتي آريانا قرار داد تا ضمن تقويت عملكرد تخصصي هر يك از مراكز
و تسريع روند رشد آنها، از همافزايي اثر بخش هر يك از اين كسب و كارها
براي سايرين بهرهگيري شود. ما بر اين باوريم كه هنوز در ابتداي راهي
طولاني قرار داريم كه به تعالي و رشد فردي،گروهي و در نهايت اجتماعيمان
منتهي ميشود.
ماموريت گروه
مشاركت و تلاش در توسعه و ارتقاي زندگي انسانها از راه ترويج فرهنگ،
دانش و مهارتهاي مديريتي و كارآفريني
راهبرد محوري و ارزشهاي بنيادين گروه
• شناخت و تحليل نيازها و خواستههاي واقعي
مشتريان و ذينفعان سازمان و تلاش در جهت پاسخگويي به آنها؛
• ايجاد و حفظ ارتباط «برنده - برنده» و با دوام با مشتريان و ذينفعان
سازمان؛
• خلاقيت و نوآوري؛
• بهبود مستمر عملكرد.
سخن مدير عامل
حسین
اکبری
کارشناس ارشد مهندسی صنایع
مدیرعامل و عضو هیت مدیره گروه
akbari@aryanagroup.com
مشاوره
وآموزش مديريت، حرفهاي نوپا در كشورمان ميباشد و ذينفعان ارايه خدمات
مشاوره مديريت ازجمله شركتهاي مشاوره، بنگاههاي كسب وكار و اساتيد
دانشكدههاي مديريت، همگي با تجارب عميق كاربردي اين حوزه بيگانهاند.
با توجه به اين مشكلات، پروژههاي مرتبط با حوزه مديريت كارايي و اثربخشي
موارد مشابه كشورهاي توسعه يافته را ندارند. ما در مسيري كه پشت سرگذاشتهايم
دانستههاي خويش را به محك تجربه سپردهايم و به چارچوبهاي خويش براي
محلي كردن مباني نظري دست يافتهايم. برخي از اين يافتهها شامل موارد
زير است:
چالش رشد ناهمگون سازمانها
بنگاههاي كسب و كار و سازمانهاي ايراني در چند دهه گذشته رشد كمي
بسيار زيادي را تجربه نمودهاند؛ ولي اين رشد در ساير بخشها بهويژه
در حوزههاي نرمافزاري مثل دانش، روشها و سيستمهاي مديريتي رخ نداده
است. اين مهم موجب اتلاف بخش عمدهاي از منابع سازمان براي تحقق اهداف
كمي گرديده و در نتيجه به توليد و عرضه محصولات و خدماتي با كيفيت
و توان رقابتي نامطلوب منجر شده است. ما بازطراحي سازمان فرايندها
و تدوين استراتژيها را راه حل مناسبي براي همگون كردن روند رشد سازمانها
ميدانيم.
چالش تغيير كاربردي و محتواي مباني نظري، روشها
و فنآوريها
يكي از علايم توسعه نيافتگي، جذب شدن افراد و مجموعهها در ظواهر امور
است؛ به گونهاي كه در ظاهر همه عوامل مختلف توليد شامل سختافزارهاي
مربوطه را در سازمان شكل ميدهيم ولي در عمل نتايج استاندارد اين سرمايه
گذاريها حاصل نميشود. اين نقيصه به دليل عمق كم دانش و تجارب ما
در حوزههاي اقتباسي از كشورهاي توسعه يافته ميباشد. از اين روست
كه هر از چند گاهي يكي از مفاهيم پس از تبليغات وسيع علم شده و همگان
گمشده خويش را در آن جستجو ميكنند و در عمل نيز تنها يك ناكامي مجدد
بر جاي ميماند. ما تعريف دقيق پروژهها در حوزههاي محدود و تعميق
تدريجي مباني نظري با تجارب عملي را راهكار غلبه بر اين مشكل ميدانيم
و سعيمان نيز بر اين است كه از مدهاي مديريتي بر حذر باشيم.
چالش تعريف مسايل و تفكيك آن از مشكلات
در بسياري اوقات و بهويژه در جلسات معارفه، گويي در سرزميني بيگانه
با افرادي حاضر شدهايم كه هر يك به زبان خاص خود صحبت ميكنيم و در
پايان نيز به يكديگر خرده ميگيريم كه چرا اين حضور به هم افزايي منتهي
نشده است.
ما آموختهايم كه تعريف دقيق مسايل و تفكيك آن از مشكلات و دغدغههاي
مديران بخش مهمي از پروژهها است و اگر در اين مقطع هوشمندانه و با
صرف وقت و مذاكرات كافي عمل نشود، در عمل هزينه جبران آن بسيار بالاست.
آنچه ميتواند نقش بسيار سازندهاي داشته باشد، طي يك دوره گذار براي
ورود به سازمان و آشنايي تدريجي و در نهايت تعريف پروژههاي بزرگ است.
ما سعي ميكنيم با حفظ مشتريان خود، به تدريج راه را براي آشنايي و
مذاكره با يك زبان مشترك بگشاييم و در ورود به هر سازمان يا هر پروژه
نيز با صرف زمان كافي، سختگيري مناسبي در تعريف مسأله و انتظارات
سازمان از حل آن به خرج بسدهيم.
يكي از مشكلات پيشبرد پروژههاي مديريتي در سازمانها عدم درك فرآيند
تحول است. با توجه به آنكه در تمامي اين پروژهها موضوع اصلي ايجاد
تغيير ميباشد، در صورتي كه درك صحيحي از فرآيند ايجاد تغيير و تحول
وجود نداشته باشد در عمل مشاور با چالشهاي جدي روبرو ميشود و در
نهايت كل روند تغيير دچار ايستايي ميگردد. به تجربه دريافتهايم كه
دقت و ظرافت بسيار زياد در تعريف پروژه و توسعه تدريجي و گام به گام
حوزه آن در سازمان از اهميت فوقالعادهاي برخوردار ميباشد. يقين
داريم كه تغيير و تحول ناگهاني، قابل اتكا و ريشهاي نيست و بايد براي
نهادينهسازي تحول بايد به گامهاي كوچك ولي محكم بينديشيم. آريانا
هرگز مدعي حل تمامي مسايل سازمان در يك مدت كوتاه نميباشد.
... و در نهايت 0.”هزينه“ و ”كيفيت“ را دو استراتژي اساسي سازمانهاي
ايراني براي ورود به عرصههاي رقابتي ميدانيم و از اين رو آريانا
فلسفه وجودي خود را در حوزه مشاوره، ياريگري سازمانها براي ارتقاي
قابليت رقابتي ايشان ميداند. ما بر آنيم تا در تمامي پروژههاي مشاوره
آريانا، اهداف كمي و كيفي قابل سنجش در مسير رقابت پذيري سازمانهاي
مشتريانمان را تعريف و محقق نماييم.
  |
|
 |
|
|
| |
|
|
 |
|
|