چهار نشانه استراتژی بد

3095-bad strategy-aryana

ریچارد روملت، نویسنده کتاب استراتژی خوب / استراتژی بد معتقد است تعداد زیادی از استراتژی‌ها، استراتژی‌های بد هستند. مدیران اجرایی ارشدی که بتوانند این استراتژی‌ها را بیابند، شانس بیشتری برای ایجاد استراتژی‌های بهتر دارند.

دریادار نلسون با چالش روبه‌رو بود. ناوگان دریاسالار انگلیسی در جنگ ترافالگار در مقابل ناوگان فرانسه تعداد نفرات کمتری داشت و ناپلئون کشتی‌های اسپانیایی را برای نابودی تجارت بریتانیا و حمله از طریق کانال‌های مرتبط بین دو کشور به کار گرفته بود. تاکتیک غالب در آن زمان، یعنی سال ۱۸۰۵ این بود که دو کشتی رو‌بروی هم ایستاده و به یکدیگر شلیک کنند. اما صدایی از درون به نلسون می‌گفت که چگونه باید کمبود نفرات خود را در مقابل سپاه فرانسه جبران کند. او سپاه بریتانیا را به دو ستون تقسیم کرد و آنها را در پی سپاه فرانسه و اسپانیا فرستاد و به صف دشمن به شکل عمودی حمله کرد. کشتی‌های پیش‌رو بریتانیایی خطر بزرگی متحمل شدند، اما استدلال نلسون این بود که تفنگداران کم‌تجربه‌تر سپاه فرانسه و اسپانیا نمی‌توانند حملۀ سنگین او را جبران کرده و با از دست‌دادن شالودۀ خود، نمی‌توانند مقابل سپاه بریتانیا پایداری کنند. او درست فکر می کرد: سپاه فرانسه و اسپانیا ۲۲ کشتی به همراه دو‌سوم ناوگان خود را از دست داد، اما سپاه بریتانیا هیچ تلفاتی متحمل نشد.

پیروزی نلسون مثال کلاسیکی از یک استراتژی خوب است. البته همیشه بعد از اینکه استراتژی از منظر تاریخی بررسی می‌شود، خوب به نظر می‌رسد. این استراتژی ناگهان از میان ابزارهای استراتژیک‌ نلسون، ماتریس‌ها، جدول‌ها یا برنامه‌های از پیش آماده بیرون نیامده بود. یک مدیر بااستعداد یکی دو مسئلۀ حیاتی را در موقعیتی خاص شناسایی کرده (نقاط مهمی که تاثیر تلاش او را چند برابر می‌کنند) و سپس توان و منابع خود را بر آنها متمرکز می‌کند. استراتژی خوب فقط ما را به سوی هدف یا بینش هدایت نمی‌کند؛ استراتژی خوب چالش‌های پیش رو را صادقانه نشان می‌دهد و رویکرد مناسبی برای غلبه بر آنها ارائه می‌دهد.

مدیران استراتژیک بیش از حد مدعی داشتن استراتژی‌های خوب هستند، در حالی‌که چیزی در چنته ندارند. در عوض، از چیزی طرفداری می‌کنند که روملت آنها را استراتژی‌های بد و ضعیف می‌داند. استراتژی ضعیف قدرت انتخاب و تمرکز را نادیده می‌گیرد و در عوض تلاش می‌کند تا گستره‌ای از خواسته‌ها و منافع متضاد را در برگیرد. مثل مدافعی که تنها نصیحتش به هم‌تیمی‌هایش این است که “برنده شوید”، استراتژی بد هم شکست‌های خود را با در پیش‌گرفتن زبان هدف‌ها، آرزوها، بینش‌ها و ارزش‌های کلی می‌پوشاند. مسلما هر کدام از این عناصر بخش مهمی از زندگی انسان است. اما، به خودی خود، جایگزینی برای استراتژی خوب نیست. در این مقاله، به خصوصیات استراتژی بد و علت شیوع بیش از حد آن اشاره شده است.

نشانه‌های استراتژی بد

روملت اصطلاح استراتژی بد را  اولین بار در سال ۲۰۰۷ میلادی و در سمینار استراتژی‌های امنیت ملی در شهر واشنگتن مطرح کرده است. او می‌گوید: “نقش من ایجاد دورنمایی از استراتژی شرکتی و تجاری بود. ظاهرا شرکت‌کنندگان انتظار داشتند نظرات من بر جزئیات جدی و افزایش توانایی تولید استراتژی‌های تجاری تمرکز کند. به جمع گفتم که بسیاری از فعالیت‌های تجاری مسلما استراتژی‌های قوی و موثری داشته‌اند؛ اما با تجربۀ شخصی من در زمینۀ فعالیت‌های شرکتی، استراتژی‌های بدی در آن شرکت‌ها در حال انتشار بود. در سال‌های بعد از آن سمینار، فرصت یافتم در ارتباط با مفهوم استراتژی نادرست با شماری از مدیران اجرایی ارشد به بحث بنشینم.” روملت نشانه‌های استراتژی بد را در چهار دسته طبقه‌بندی کرده است: ناتوانی در رویارویی با چالش‌ها، اهداف بلندمدت اشتباه برای استراتژی، سخنان پرطمطراق، و اهداف کوتاه‌مدت استراتژیک بد.

ناتوانی در رویارویی با چالش‌ها

استراتژی راهی برای حل مشکل و رویکردی برای غلبه بر موانع است. اگر چالش‌ها به درستی تعریف نشده باشند، ارزیابی کیفیت، استراتژی بسیار دشوار یا حتی ناممکن می‌شود و اگر نتوان استراتژی را ارزیابی کرد، نمی‌توان آن را رد کرد یا بهبود بخشید. اگر نتوان مانع‌ها را شناسایی و تحلیل کرد، نمی‌توان استراتژی هم داشت. اما با در اختیار داشتن یک استراتژی خوب، با تحقق اهداف بلند‌مدت و قابلیت‌هایی روبه‌رو خواهید شد که آرزوی تحقق آنها را داشتید.

اهداف بلندمدت اشتباه برای استراتژی

استراتژی اهداف بلندمدت نیست. بسیاری از شرکت‌ها برنامه‌ها و بودجه‌های سه تا پنج ساله خود یا آرمان‌های غیرواقع‌بینانه‌شان را به عنوان استراتژی مطرح می‌کنند، اما این اهداف استراتژی نیستند. مشکل اصلی این رویکرد به استراتژی عدم وجود درکی از رهبری استراتژیک است. رهبر ممکن است به حق از پیروان خود در سازمان بخواهد “که باز هم برای آخرین بار تلاش کنند” اما کار او فراتر از این درخواست است. وظیفۀ رهبر استراتژیست سازمان فراهم آوردن شرایطی است که تلاش افراد را کارآمد کند و استراتژی‌‌هایی درخور تلاش پیروان داشته باشد.

اهداف کوتاه‌مدت استراتژیک بد

یکی دیگر از نشانه‌های استراتژی بد، اهداف کوتاه‌مدت استراتژیک بد و مبهم است. یکی از نمودهای ظاهری این مشکل، انبوهی از کارهایی است که باید انجام شود و اغلب به اشتباه نام استراتژی را دارد. اما این چنین فهرست‌هایی در واقع استراتژی نیستند و فقط سیاهه‌ای از کارهای لازم برای اجرا هستند. چنین فهرستی معمولا محصول جلسه‌هایی است که در آن سهام‌داران مختلف کارهایی را پیشنهاد می‌کنند که تمایل دارند انجام شود.

سخنان پرطمطراق

آخرین نشانۀ استراتژی بد، سخنان پرطمطراق است؛ چنین سخنانی توضیح مسائل واضح است و معمولا همراه با تعداد زیادی از کلمات بی‌معنی بیان می‌شود. مانند این نقل قول از گزارش استراتژی یک بانک: “استراتژی بنیادین ما همان واسطه‌گری مشتری‌مدارانه است” واسطه‌گری بدین معنی است که بانک سپرده می‌پذیرد و سپس پول قرض می‌دهد. به بیان دیگر، این شرکت یک بانک است. عبارت پرطمطراق مشتری‌مدارانه نیز احتمالاً چیز متمایزی را نشان نخواهد داد. عبارت واسطه‌گری مشتری‌مدارانه صرفا یک سخن پرطمطراق محض است و اگر آن را حذف کنید متوجه می شوید که استراتژی اساسی این بانک همان بانکداری است و نه بیشتر.

تفاوت‌های استراتژی خوب و استراتژی بد

بعد از توضیح نشانه‌های استراتژی بد، لازم است به ویژگی‌های استراتژی خوب هم اشاره‌ای داشته باشیم. استراتژی خوب سه عنصر دارد:

۱٫       تشخیص: تشریح ذات چالش. تشخیص خوب از طریق شناسایی جنبه‌های حیاتی چالش، پیچیدگی واقعیت را ساده می‌کند.

۲٫       سیاست راهنما: رویکرد کلی منتخب برای مواجهه و از سر راه برداشتن مانع‌هایی که در مرحلۀ تشخیص، شناسایی شده‌اند.

۳٫       اقدامات منسجم: قدم‌هایی که برای حمایت از دستاوردهای سیاست راهنما با هم هماهنگ شده‌اند.

یک استراتژی خوب ممکن است اجزایی بیش از این هسته داشته باشد، اما اگر این هسته وجود نداشته باشد یا به خوبی شکل نگرفته باشد، با همان مفهومی روبه‌رو خواهیم شد که در این مقاله آن را توضیح دادیم؛ یعنی استراتژی بد!

نویسنده: ریچارد روملت

در صورتی که علاقه‌مندید درباره این مسئله بیشتر مطالعه کنید، می‌توانید کتاب ترجمه ریچارد روملت با عنوان استراتژی خوب / استراتژی بد را از انتشارات آریاناقلم تهیه کنید.

مترجم :حسین امین التجار