چالش مسئله یابی در پروژه های مشاوره مدیریت

Problem

پاسخ به مدهای مدیریتی و تلاش برای حل مسائل واقعی سازمانها دو مسیر رایج و متقاوت برای تعریف پروژه های مشاوره مدیریت در شرکتهای ایرانی است. بررسی ها نشان می دهد در عمل بسیاری از پروژه های مشاوره مدیریت ناشی از توجه سازمانها و مدیرانشان به مدهای مدیریتی است. برای روشن شدن موضوع ذکر یک مثال مفید است. ممکن است سازمانی به این دلایل اقدام به تعریف پروژه مشاوره برنامه ریزی استراتژیک کند که تصویری برنامه محور از سازمان به ذینفعان بیرونی مانند سهامداران و جامعه ارائه نماید و یا  با ارائه گزارش برنامه ریزی استراتژیک خود به ارزیابان جایزه های تعالی امتیاز لازم برای کسب گواهینامه را به دست آورد. اینها الزاما امور ناپسندی محسوب نمی شوند اما اگر مانع از توجه سازمان به پرداختن به مسائل واقعی مانند فرصت سازی و بهره گیری از فرصتها شوند قطعا برای سازمان مضر خواهند بود. در همین سازمان برنامه ریزی استراتژیک می تواند به دلایل دیگری مانند روشن کردن جهت گیری سازمان، چاره اندیشی برای رکود سازمان، مواجهه با تغییرات فضای کسب و کار و مسائلی از این دست تعریف شود. منشا تعریف کار در اولی مد مدیریتی است و منشا دومی احتمالا یک مسئله مهم سازمانی است. تجربه نشان می دهد خروجی های این دو پروژه هر چند با عنوان یکسان بسیار متفاوت است.

ظاهر جذاب مدهای مدیریتی یکی از دلایل کم توجهی مدیران به تمرکز روی مسائل سازمانی است. در واقع بسیاری گمان می کنند احتمالا راه حل مسائل سازمانشان پرداختن به این مدهای مدیریتی است، چرا که مشاهده می کنند بسیاری از دیگر سازمانها نیز در حال توجه به این مدها هستند. و شاید گمان می کنند به این دلیل سایر سازمانها به این مدها توجه کرده اند که نتیجه مطلوبی از پیاده سازی این ابزارها کسب کرده اند. این مدهای مدیریتی تقریبا شامل تمام ابزارهای مدیریتی مانند مدلهای تعالی، نظامهای مدیریت کیفیت، برنامه ریزی استراتژیک، سیستم مدیریت پروژه و غیره می باشد. اگر چه ممکن است سازمانها به دلایل مختلفی مانند اخذ جوایز و گواهینامه ها ناگزیر از توجه به مدهای مدیریتی باشند اما توجه صرف به این بخش مانع از تمرکز بر مسائل واقعی و تلاش برای حل آنها خواهد بود.

دلیل دیگر عدم تمرکز بر مسائل سازمان ناشی از پیچیدگی مسائل سازمانی و فقدان راه حل های سرراست برای این مسائل است. حال آنکه تعریف پروژه های رایج ابزارهای مدیریتی امری نسبتا ساده است، هر چند ممکن است کمکی به سازمان در مواجهه با مسائلش نکند. این ضعف محدود به کارکنان سازمانها نبوده و در جامعه مشاوره مدیریت نیز فراگیر است. دو دلیل مهم در این موضوع دخیل است، یکی اینکه به طور کلی فرایند مسئله یابی و کشف مسئله مهارتی است که مدیران و مشاوران کمی در آن خبرگی لازم را دارند و دیگری به ماهیت قراردادهای رایج مشاوره مدیریت مربوط است. در واقع شیوه رایج در دریافت خدمات مشاوره مدیریت در شرکتهای ایرانی به این گونه است که از همان ابتدای تعریف کار، با فرض معلوم بودن  مسئله و راه حل، با مشاور قرارداد منعقد شده و مشاور وارد سازمان می شود و طبعا به ندرت در میانه راه تعریف کار مشاور تغییر می کند. به دلیل سهم بالای اقتصاد دولتی و الزامهای قانونی آنها در برون سپاری خدمات، چرایی رایج بودن این  شیوه در سازمانهای کشور قابل درک است اما رایج بودن آن به معنی اثربخش بودن آن نیست. امروزه یکی از شایع ترین نقدها بر خدمات مشاوره مدیریت هم در سازمانهای کارفرمایی و هم  در شرکتهای مشاوره مدیریت، اثربخش نبودن این خدمات است.

راه حل هایی که سازمانها می توانند در مواجهه با این شرایط داشته باشند در واقع دو دسته است. دسته اول مجموعه تلاش ها و ابداعات مرتبط با تقویت مهارت مسئله یابی و حل مسئله در کارکنان سازمان است و دیگری اصلاح ساختار قراردادهای مشاوره مدیریت است. محدوده بسیاری از پروژه های مشاوره مدیریت از آغاز روشن نیست اگر در سازمان خود ملزم به عقد قرارداد با شرح خدمات قطعی و غیر قابل تغییر هستیم احتمالا در برخی از طرح ها لازم است این قراردادها در دو مرحله منعقد شود. تاکید قرارداد اول بر کشف مسئله است.

بخش دیگر تلاش ها مرتبط با تقویت مهارت مشاوران مدیریت است. در حال حاضر بسیاری از شیوه های رایج عارضه یابی که در شرکتهای مشاوره مدیریت مورد استفاده قرار می گیرد کفایت لازم برای مسئله یابی و تعریف راه حل را نمی کند.