الزامات رویکرد استراتژیک در شرکتهای پیمانکاری

aryana16-95-04-21

گزارش سال ۲۰۱۳ موسسه بین اند کمپانی نشان می دهد، همچون سالهای گذشته برنامه ریزی استراتژیک پراستفاده ترین ابزار مدیریتی در سازمانهای سراسر دنیا می باشد. همچنین این تحقیق نشان می دهد از منظر رضایت از ابزارهای مدیریتی نیز برنامه ریزی استراتژیک از جمله رضایت بخش ترین ابزارهای مدیریتی محسوب می شود.
در ایران نیز اگر چه اقتصاد غیر رقابتی و دولتی آن در بسیاری از حوزه ها سبب شده است تا حدودی نحوه استفاده از ابزارهای مدیریتی متفاوت باشد، اما تحقیق های مشابه نشان می دهد تفاوت معناداری نیز وجود ندارد. یعنی آنکه برنامه ریزی استراتژیک یکی از ابزارهای مدیریتی است که در سازمانهای ایرانی مورد توجه و استفاده است. با این وجود به دلایل متعددی همواره این پرسش مطرح می شود که آیا شرایط بسیار متغیر محیطی در ایران مانع از کارآمدی این ابزار نیست. برخی از صنایع نیز با دید تردید آمیزتری به آن نگریسته و به گمان آنها برنامه ریزی استراتژیک مختص سازمانهای B2C (عرضه کننده کالا و خدمات به مصرف کننده نهایی) است و شرکتهای B2B (کسب و کارهای شرکتی) کمتر نیازمند برنامه ریزی استراتژیک هستند.

در این مقاله به طور مشخص به این پرسش پاسخ داده شده است که آیا واقعا برنامه ریزی استراتژیک در شرکتهای بزرگ پیمانکاری و پروژه محور مانند پیمانکاران عمومی ضروری است. آیا تغییرات بسیار زیاد محیطهای کسب و کار به ویژه در صنایع مرتبط با نفت و گاز که به شدت متاثر از متغیرهای محیطی مانند قیمت نفت، روابط بین الملل، تحریم و … هستند، برنامه ریزی استراتژیک را در این شرکتها را بی اثر نکرده است. پاسخ به این پرسش نیازمند بررسی ساختار این صنعت و تحلیل دقیقتر می‏باشد که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد. اما باید توجه داشت که طرح این پرسش مختص شرکت‏های پروژه محور پیمانکاران عمومی نبوده و سایر صنایع نیز با همین پرسش و تردید مواجه هستند. در سطحی بالاتر بحران اقتصادی سال‏های اخیر در سراسر دنیا این پرسش را به سوالی فراگیر در سازمان‏های سراسر دنیا بدل نموده است. به گونه‏ای که متخصصان مدیریت از محیط متغیر امروز به محیط پرتلاطم یاد می‏کنند. و در پاسخ به این چالش سازمان‏ها، رویکردهای جدیدی را برای برنامه‏ریزی استراتژیک بنا نهاده و به سازمان‏ها توصیه می‏نمایند. به باور بسیاری از متخصصان اگرچه در محیط پرتلاطم برنامه‏ریزی دقیق به معنای رایج آن در دهه‏های گذشته امکان‏پذیر نیست، اما همچنان برنامه‏ریزی استراتژیک به معنی هدفگذاری و تعیین جهت سازمان و تلاش برای همسو کردن فعالیت‏های سازمان ضروری است.
حال پس از این پاسخ ابتدایی، بررسی ساختار صنعت پیمانکاری کمک می‏کند که پاسخ دقیق‏تری به این پرسش داده شود. چرا که بررسی‏ها نشان می‏دهد دقیقاً به خاطر همین ویژگی‏ها برنامه‏ریزی استراتژیک در این شرکتها الزام آورتر است. چهار ویژگی شاخص این صنعت، تفکر استراتژیک شرکت را به موضوعی محوری برای توفیق در بازار تبدیل نموده است.

۱- نوسان تقاضا

یکی از مهمترین ویژگی های صنعت ایجاد و توسعه زیر ساختها، نوسان تقاضا یا به عبارت دیگر متغیر بودن حجم کار در آن می باشد. این موضوع مختص بازار ایران نیست هر چند میزان نوسان به دلایلی که گفته خواهد شد در بازار ایران بیش از کشورهای توسعه یافته می باشد. برای اثبات این ادعا به آمار مجموع درآمد ۴۰۰ پیمانکار برتر دنیا بر اساس گزارش ENR در سال ۲۰۱۲ توجه نمایید. در حالی که این شرکتها در سال ۲۰۰۹ مجموعا ۳۳۸٫۴ میلیارد دلار درآمد داشته اند در سال ۲۰۱۰ این رقم به ۲۹۰٫۶ میلیارد دلار کاهش یافته است. همین کاهش را می توان در سال ۲۰۱۱ نسبت به ۲۰۱۰ و همین طور ۲۰۰۴ نسبت به ۲۰۰۳ مشاهده نمود.

وابستگی حجم فعالیتهای صنعت احداث در ایران به درآمدهای نفتی، بودجه عمرانی، سیاستهای دولت و روابط بین الملل سبب شده است که در ایران شاهد نوسان جدی تری نسبت به متوسط سایر کشورها باشیم.

۲- تغییر استراتژی اجرای پروژه ها

طی ده های گذشته استراتژی اجرای پروژ ه ها تغییرات گسترده ای یافته است. زمانی پروژ ها به صورت امانی و سه عاملی اجرا می شدند و امروزه روشهای متعددی مانند BOT,BOO, EPCF, BuyBack و … را شاهد هستیم و به طور طبیعی در آینده نیز این شیوه ها تکامل بیشتری می یابند. برای مثال فقط کافی است به تغییرات متعدد قراردادهای توسعه میادین نفتی توجه نماییم که در گذر زمان تغییرات گسترده ای را شاهد بوده اند و انتظار می رود در آینده نزدیک دوباره شاهد تغییراتی در آن باشیم.
هر استراتژی اجرا نیازمند سازماندهی، مدیریت، اداره و ریسکهای متفاوتی در شرکتهای پیمانکاری است. و تجربه نشان داده است شرکتهایی توانسته اند از فرصتهای جدید اجرای پروژه ها استفاده نمایند که به موقع با درک تغییرات بازار، قابلیتهای لازم را در سازمان خود توسعه داده باشند. برای مثال به شرکتی توجه نمایید که تا یک دهه پیش فقط پروژه های سیویل اجرا می کرده است، اما با درک تغییرات بازار، توانسته است با جهت گیری استراتژیک مناسب قابلیتهای اجرای پروژ های EPCF را در خود یا در مشارکت با دیگر شرکتها ایجاد نماید. مروری بر فهرست برترین پیمانکاران کشور نشان می دهد آنها نه تنها به موقع ظرفیتهای لازم برای اجرای پروژه ها را متناسب با استراتژی های جدید اجرا در خود توسعه داده اند، بلکه در گذر زمان، در انتخاب بازارهای هدف یعنی راه و ساختمان، نیرو و نفت و گاز نیز هوشمندی قابل توجهی داشته اند.
بی تردید در گذشته در کنار شرکتهای برتر پیمانکاری امروز رقبای بسیاری بوده اند که یا لزوم این تغییرات را درک نکرده اند و یا نتوانسته ظرفیت های لازم را در سازمان خود توسعه بدهند و طبعا امروز سهم قابل توجهی از بازار در حال رشد صنعت احداث ندارند.


۳- موانع کم برای ورود به صنعت

مهمترین عامل در واگذاری پروژه ها قمیت می باشد. اگر چه سابقه و کیفیت کار نیز عامل تعیین کننده ای می باشند، با این وجود همچنان قیمت تعیین کننده اصلی است. از اینرو ورود بازیگران جدید به عرصه فعالیت چندان دشوار نبوده و همواره شرکتهای فعال در این صنعت در فشار رقابت قرار دارند. از اینرو درک درست بازار و متناسب با آن اتخاذ استراتژی مناسب رقابتی از الزامات موفقیت می باشد.
عواملی مانند:
سرمایه گذاری نسبتا پایین در صنعت پیمانکاری
تحصیل نسبتا ساده دانش فنی؛ به سبب موقتی بودن پروژه ها نرخ ورود و خروج نیروی انسانی در این صنعت به نسبت بالا بوده و شرکت ها می توانند تیم های مدیریتی و فنی خود را نسبت به دیگر صنایع راحتتر تجهیز نمایند.

۴- با تعریف هر پروژه تا حدود زیادی جهت گیری یک شرکت تعیین می شود.

با تعریف هر پروژه در شرکت، در عمل در مورد آینده چند سال شرکت تصمیم گیری می شود. چرا که اغلب اوقات بخش قابل توجهی از منابع و توانمندی های شرکت با تعریف هر پروژه با آن اختصاص می یابد و شرکت ظرفیتهای لازم برای اقدامات دیگری را در اختیار ندارد. یعنی ورود به یک پروژه به معنی تصمیم گیری استراتژیک شرکت است. و از آنجا که مدیران شرکتهای پیمانکاری هر روزه با این گونه از تصمیم ها مواجه هستند، فقدان تفکر و رویکرد استراتژیک می تواند سبب هرز رفتن منابع و قابلیتیها سازمان شده و در بلند مدت جایگاه رقابتی سازمان را خدشه دار نماید.

از اینرو با توجه به این چهار ویژگی برشمرده در مورد شرکتهای پیمانکاری، آنها بیش از دیگر شرکتها ملزم به داشتن تفکر و رویکرد استراتژیک می باشند. آنها باید به طور مداوم به روندهای صنعت توجه داشته باشند، رفتارهای رقبا چه داخلی و چه خارجی را تحلیل نمایند، سازمان خود را برای پاسخ به نیازهای نوظهور آماده کنند و بتوانند به موقع نسبت به بازطراحی سازمان خود اقدام نمایند.