فائق آمدن بر هیولای پیچیدگی در حوزه اکتشاف و تولید نفت

3095-Overcoming the monster of complexity-aryana

هشت اقدام حیاتی برای شرکتهای نفت و گاز بالادستی

صنعت اکتشاف و تولید نفت بعد از مدتی طولانی‌تر از یک دهه کسب درآمدهای کلان، در سال‌های اخیر با فشارهای زیادی از قبیل افزایش مداوم هزینه‌ها، افزایش ریسک پروژه و کم‌شدن رو به افزایش ارزش صنعت روبرو شده است. افت اخیر قیمت‌های نفت نیز اوضاع را بحرانی‌تر و دشوارتر کرده است.

در سال ۲۰۱۴ میلادی اکثر شرکت‌های اکتشاف و تولید نفت تمرکزشان را از روی رشد ارزش در این شرایط دشوار برداشتند. اما، تعدیل‌های این شرکت‌ها در سبد پروژه‌شان کافی نبوده است. برای موفقیت در دنیای امروز، شرکت‌های اکتشاف و تولید نفت باید تغییرات شجاعانه‌تر، بنیادین و همه‌گیر در سازمان ایجاد کنند.

ارزش به کجا می‌رود؟

برای درک تنگنای پیش‌روی شرکت‌های اکتشاف و تولید نفت بهتر است ببینیم چطور این کسب‌وکار به این حال و روز افتاده است. از دیدگاه تاریخی، شرکت‌های این صنعت نرخ بازگشت سرمایه خوبی داشته‌اند. در فاصله سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۳ میلادی نرخ بازگشت میانگین سرمایۀ به کار گرفته در این شرکت‌ها به حدود ۲۴ درصد بالغ می‌شد. این نرخ پوشاننده نامطلوب بودن اوضاع بنیادین این صنعت در طی این سال‌هاست. از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۸ نرخ بازگشت میانگین سرمایۀ به کار گرفته این صنعت ۲۷ درصد بوده است و این رقم برای سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۳ میلادی به ۱۸ درصد می‌رسد. این روند کاهشی نشانی از سیر نزولی رشد درآمد است که به تدریج نیاز به سرمایه را برای تولید هر بشکه جدید افزایش می‌دهد. در واقع از ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۳، سرمایۀ به کار گرفته شده برای تولید هر بشکه به بیش از سه برابر رسیده است.

وخیم شدن اوضاع مالی این صنعت نتیجۀ فشارهای مختلفی از جمله موارد زیر است:

سهل انگاری در کنترل هزینه: شرکت‌های اکتشاف و تولید نفت در پاسخ به قیمت بالای نفت که تا همین اواخر ادامه داشت، رشد را در اولویت قرار داده و تولیدشان را شتاب بخشیدند. در نتیجه، کنترل هزینه و بهره‌وری مورد غفلت قرار گرفت. بسیاری از شرکت‌های اکتشاف و تولید نفت نیز تعداد کارکنان‌شان را افزایش دادند تا به بیشترین میزان رشد دست یابند، به این ترتیب سمت‌های بسیاری مانند نقش‌های نظارتی که به‌طور مستقیم نقشی در خلق ارزش نداشتند، در این شرکت‌ها ایجاد شد و آنها نتوانستند به‌موقع متوجه تغییر فضا و رویکرد شکننده‌شان شوند. برای مثال، علی‌رغم کاهش ۴۸ درصدی تولید در یک شرکت نفتی متوسط بین‌المللی، تعداد کارکنان تا ۲۰۰۹ به میزان ۳۸ درصد افزایش یافت. در نتیجه هزینه‌های واحدهای عملیاتی ۱۴۰ درصد بیشتر شد. شرکت‌های اکتشاف و تولید نفت که در برخی از بخش‌ها، مانند دریای شمال در اروپا مشغول به کار هستند، با کار بر روی همکاری مشترک از فرصت‌های کاهش در هزینه‌های لجستیک و زیرساختی‌شان صرف نظر کرده‌اند.

تخلیۀ منابع با بهرهبرداری آسان. حضور شرکت‌های اکتشاف و تولید نفت در میدان‌های نفتی پربازده با تقلیل مداوم ذخیره میدان‌ها همراه شده است، و تعداد کمی از منابعی که بهره‌برداری از آنها ساده‌تر است، باقی مانده است. در نتیجه شرکت‌های اکتشاف و تولید نفت برای کسب درآمد بیشتر مجبور بوده‌اند پروژه‌های بزرگ‌تر و پرریسک‌تر مانند پروژه‌های در اعماق آب و مکان‌های دور دست را دنبال کنند. پروژه‌هایی از این دست نتنها پیچیدگی بیشتری به همراه دارد، بلکه هزینه‌ها را به‌شدت افزایش می‌دهد: هزینه جست‌وجو و توسعه در این صنعت از رقمی در حدود ۱۲ دلار در هر بشکه نفت در سال ۲۰۰۹ به بیش از ۲۰ دلار در سال ۲۰۱۳ افزایش یافته است.

اقدامات دولت. اقدامات دولت هزینه‌های بالایی روی دست شرکت‌های اکتشاف و تولید نفت گذاشته است. برای مثال، بسیاری از دولت‌ها اصرار دارند که شرکت‌های اکتشاف و تولید نفت برای شروع فعالیت‌هایشان از شرکت‌های محلی استفاده کنند، و رسیدن به این الزام به معنای ناکارامدی و هزینه‌های اضافی است (مگر اینکه تحت تدابیر خاصی اجرا شوند). برای مثال، هزینه‌های داخلی شرکت‌های اکتشاف و تولید نفت برای خدمات خاصی در کشوری در غرب آفریقا چهار برابر دیگر گزینه‌های رقابتی بین‌المللی است. فرایندهای کسب اجازه و تحریم دولت نیز اغلب برای شرکت‌های اکتشاف و تولید نفت آهسته و بسیار دشوارست. تقاضاهای مالی دولت‌ها از درآمد شرکت‌های این صنعت رو به افزایش است و در بسیاری از موارد حتی با جذابیت‌های ابتدایی منابع کشورها نیز هم‌خوانی ندارد.

کمبود استعداد و داراییهای ارزشمند. هزینه‌های شرکت‌های اکتشاف و تولید نفت با نامتوازن بودن عرضه و تقاضا در استعدادها و دارایی‌های مهم نیز بیشتر رو به افزایش می‌گذارد. شرکت‌هایی که با کمبود استعداد روبه‌رو بودند به پیمانکاران روی آوردند تا خلاء‌های موجود در سازمان‌هایشان را پر کنند. شرکت‌ها اغلب این کار را آسان‌تر از گرفتن نیرو انجام می‌دهند. برای مثال، در طول پنج سال گذشته، بیش از ۶۰ درصد رشد نیروی کار در یک نمونه از شرکت‌های نفتی بین‌المللی از طریق پیمانکارانی تامین می‌شد، رقمی که حالا به ۳۰ تا ۴۰ درصد از کل کارکنان در بسیاری شرکت‌های اکتشاف و تولید نفت می‌رسد. شرکت‌ها همچنین هزینه‌هایشان را افزایش داده‌اند تا مهارت‌های داخلی ارزشمندشان را حفظ کنند: یک نظرسنجی در سال ۲۰۱۴ نشان می‌دهد بیش از نیمی از شرکت‌های اکتشاف و تولید نفت، میزان پاداش را با این هدف افزایش داده‌اند.

در مجموع، شرکت‌های اکتشاف و تولید نفت با باد مخالفی روبه‌رو هستند که هم درآمد و  هم سودآوری‌شان را به خطر می‌اندازد و احتمال دارد که این فضا به جای یک چرخش دوره‌ای، بیانگر واقعیت‌های جدیدی باشد. این شرکت‌ها برای اینکه پایداری را در این فضا رونق دهند، باید با ایجاد حرکت‌های شجاعانه، یکپارچه و در سطح کل سازمان، خود را تغییر دهند؛ روش تعامل‌شان با ارائه‌دهندگان خدمات را دوباره تعریف کنند؛ و مدیریت زنجیرۀ ارزش کلی را بهبود ببخشند.

هشت اقدام مهم برای شرکتهای اکتشاف و تولید نفت

مطالعات گروه مشاورۀ بوستون روی شرکت‌های اکتشاف و تولید نفت و تهیه‌کنندگان این صنعت، هشت اقدام مهم برای کسب‌وکار اکتشاف و تولید نفت را در فضای موجود مشخص کرده است پیاده‌سازی این اقدامات به شرکت‌های این صنعت کمک کرده است تا هزینه‌های عملیاتی‌شان را از ۱ تا ۳ دلار در هر بشکه در مدت زمان ۱۲ تا ۲۴ ماه کاهش دهند.

۱٫       استانداردسازی فنی. تغییر و بهبود مداوم فناوری‌های اکتشاف و تولید نفت مزایای ملموس این صنعت را با تهدید روبرو ساخته است. شرکت‌ها در برخی از موارد بدون اینکه مزایا افزایش یابد، هزینه‌ها را افزایش داده‌اند. فعالان اکتشاف و تولید نفت باید گسترۀ فناوری‌های به کار رفته را تحلیل کنند و در جایی که عملی باشد، به دنبال فرصت‌هایی برای انتقال از بهترین راه‌حل‌ها به راه‌حل‌های پذیرفتنی باشند. به‌ویژه، شرکت‌ها باید به‌دنبال فرصت‌هایی برای خارج‌شدن از وضعیت متوسط استانداردهای فناوری در میان پروژه‌های با ریسک بالا و ریسک کم باشند که در آن هزینه‌های کوتاه‌مدت می‌تواند مهم‌تر از یکپارچگی درازمدت بدون نگهداری باشد. شرکت‌ها باید تا حد امکان به دنبال استانداردکردن فناوری‌ها باشند: راه‌حل‌های سفارشی‌شدۀ غیرضروری صرفا به هزینه‌ها می‌افزایند. برای مثال استات‌اویل و پتروبراس تلاش فراوانی برای استانداردسازی تجهیزات زیر آب داشته‌اند.

۲٫       اندازۀ سازمانی مناسب. همانطور که اشاره شد، بسیاری از شرکت‌های اکتشاف و تولید نفت با توجه به عملیات فعلی‌شان کارکنان بسیاری دارند. آنها باید کارکنانشان را تعدیل کنند تا به اندازۀ مناسب برسند (یا پرسنلشان را به بخش‌هایی منتقل کنند که نیاز بیشتری به نیروی انسانی دارند) و همزمان، از فرصت‌ها برای پرورش استعدادها استفاده کنند. کاهش اندازه سازمان هزینه‌های پرسنل را کاهش می‌دهد از بالاسری داخلی از قبیل بالاسری فضای اداری و فناوری اطلاعات می‌کاهد. کاهش کارکنان از ۲۰ تا ۲۵ درصد، صرفا با متناسب‌ساختن اندازه گروه‌ها با سبد پروژۀ فعلی و به چالش‌کشیدن مجموعه پیمانکارانی که شرکت بر آنها تکیه می‌کند، امکان‌پذیر است.

۳٫       بهبود بهره‌وری نیروی کار. اگرچه شرکت‌های اکتشاف و تولید نفت مدت‌های مدیدی است که بهره‌‌وری عملیاتی را مورد توجه قرار داده‌اند، اما بر استفادۀ کارامد از کارکنان‌شان تمرکز نکرده‌اند. شرکت‌های اکتشاف و تولید نفت فرصت‌های بسیاری جهت بهبود بهره‌وری نیروی کار خود، هم در دریا و هم در خشکی دارند. برای مثال، می‌توانند فرایند کسب و مجوز را تسهیل کنند و به این ترتیب میزان زمان صرف شده نیروی کارشان یا همان درصد زمانی که حقیقتاً صرف کار بر روی وظایف محوله می‌شود، کاهش دهند. شرکت‌ها می‌توانند جهت بهینه‌سازی فرصت‌ها، زمانبندی کاری کارگران چرخشی را بررسی کنند. همچنین، آنها می‌توانند نیروی انسانی را در  قسمت مربوط به تجهیزات خاصی کاهش دهند یا آن دسته از تجهیزات را که امکان دارد، بدون متصدی بکاربگیرند.

۴٫        مشارکت در زنجیره تامین و مذاکرۀ مجدد. حاشیه سود شرکت خدماتی تا ۱۰ درصد یا بیشتر از زمان پایان دهۀ اول این قرن سقوط کرده است و این کاهش برای شرکت‌های اکتشاف و تولید نفت، از این هم بیشتر است. در بازار فعلی، شرکت‌های اکتشاف و تولید نفت همچنان می‌توانند با به کارگیری ترکیب هوشمندی از مذاکرۀ مجدد نرخ، تغییرات در سطح خدمات، تخصیص بهینه ریسک میان کاربر و پیمانکار و مشارکت تنگاتنگ‌تر با تامین‌کنندگان و تمرکز بر کسر هزینه‌ها از زنجیرۀ ارزش، کاهش ۵ تا ۱۰ درصدی را در زمینه‌هایی از قبیل هزینه نیروی قراردادی تجربه کنند. برای مثال، برنامه‌ریزی یکپارچه‌ و هماهنگ‌ می‌تواند بهره‌وری را افزایش داده و هزینه‌ها را برای مشتریان و تامین‌کنندگان کاهش دهد. طیف وسیعی از اقدامات زنجیرۀ عرضۀ موجود را می‌توان تا ۴۰ درصد ارزش کل برنامۀ بهبود عملیاتی در محیط امروز ارائه داد.

۵٫       بهینه سازی نگهداری و تعمیرات. شرکت‌های اکتشاف و تولید نفت می‌توانند با برنامۀ زمان‌بندی نگهداری و تعمیرات بهینه برای دارایی‌های بالغ، هزینه‌ها را کاهش دهند. معیارها و الزامات حاکم بر تجهیزات جدید (با توجه به فلسفۀ تعمیر و نگهداری، دفعات خروج از مدار و ضایعات) ممکن است برای دارایی‌های قدیمی‌تر مناسب نباشند. تغییر این سیاست‌ها می‌تواند از لحاظ فنی و فرهنگی چالش‌برانگیز باشد، اما انجام این کار می‌تواند به معنای تفاوت میان دارایی اقتصادی و دارایی ضررده باشد. بیش از ۲۰ درصد صرفه‌جویی‌ها در هزینه کل، حاصل بهبود شیوه‌های نگهداری و تعمیرات است.

۶٫       بهینهسازی لجستیک حملونقل هوایی، زمینی و دریایی. در این زمینه فرصت‌های فراوانی برای صرفه‌جویی در هزینه‌های بالقوه وجود دارد. تعداد بسیار زیاد تضمین قرارداد، پیش از اینکه کاری انجام شود مقدار زیادی درآمد به همراه دارد. بسیاری از قراردادها در هزینه‌های بسیار بالا قفل شده که برای پیمانکاران انگیزۀ اندکی برای استفادۀ کارامد از دارایی‌هایشان به همراه  دارد. شرکت‌ها قادرند با افزایش استفاده از حمل‌ونقل هوایی و دریایی، به واسطه بهبود مدیریت شبکه و با کاهش انعطاف‌پذیری خدمات موجود در مکان‌های عملیاتی (به شیوه‌ای که ایمنی یا پاسخگویی در شرایط بحرانی را کم‌رنگ نکند)، هزینه‌ها را کاهش دهند.

۷٫       همکاری بیشتر با دیگر فعالان این صنعت. همکاری میان شرکت‌های اکتشاف و تولید نفت معمولا محدود است، اما اهمیت آن از همیشه بیشتر شده است. شرکت‌های اکتشاف و تولید نفت می‌توانند با تقسیم امکانات دفتر، دارایی‌های دریایی و تجهیزات پشتیبانی در جهت کاهش هزینه‌های لجستیک و زیرساختی باهم همکاری کنند. تمایل شرکت‌ها به واردشدن به چنین همکاری‌هایی همان‌قدر که به قرار داد وابسته است، به فرهنگ هم بستگی دارد. در شرایط امروز باید انگیزه‌ای برای تعداد رو به افزایش کسب‌وکارها باشد تا بتوان چنین فرصت‌هایی را به چنگ آورد.

۸٫       تسهیل هزینههای بالاسری، املاک و مستغلات و خدمات حمایتی. با تاملی بر خدمات حمایتی سازمان می‌توان صرفه‌جویی‌هایی را یافت که گرچه کمتر از مبالغ همراه دیگر اهرم‌هاست، اما همچنان چشم‌گیر است. شرکتی با بهینه‌سازی فرایندهای آموزش و صدور گواهینامه، هزینه‌های ناشی از لغو دورۀ آموزشی را کاهش داد و این صرفه‌جویی به عددی شش رقمی برای شرکت مبدل شد. توجیه منطقی مجوزهای نرم‌افزاری برای بسته‌های فنی و اطلاعاتی رایانه‌ای منجر به صرفه‌جویی (مستقیم و غیرمستقیم) در مواد می‌شود و دربارۀ سطح بررسی هزینه آتی پیامی قدرتمند به سازمان ارسال می‌کند. مذاکره بر سر هزینه‌های بیمه نیز می‌تواند صرفه‌جویی‌های معناداری را به همراه داشته باشد.

هیولای پیچیدگی و ناکارامدی حجم زیادی از ارزش خلق‌شده توسط صنعت اکتشاف و تولید نفت در دهۀ گذشته را بلعیده است. بی‌توجهی طولانی به هزینه‌ها، کاهش منابعی که بهره‌برداری از آنها ساده است، افزایش نظارت دولت، مطالبات مالی و کمبود مهارت‌های مهم و استعدادهای انسانی ضربۀ اساسی به سود صنعت وارد کرده است، ضربه‌ای که سقوط شدید اخیر بهای نفت آن را چندین برابر کرد. اما شرکت‌ها می‌توانند از طریق مجوعه اهرم‌هایی که در این یادداشت توضیح داده شد با این امر مبارزه کنند و بهبود چشم‌گیری در بهره‌وری، انعطاف‌پذیری و نهایتا عملکرد مالی شرکت داشت باشند.

منبع: بی‌سی‌جی پرسپکتیو

مترجم: حسین امین التجار