بهره‌برداری حداکثری از فناوری در بخش معدن

3095-Maximum utilization-aryana

ساعت ۳ صبح است و هوا تاریک. در این حال، اپراتورهای بسیار ماهر مشغول کنترل دارایی‌ها و سرمایه‌گذاری‌هایی هستند که میلیاردها دلار ارزش دارد. گروه بیست‌وچهار‌ ساعته کار می‌کند تا اطلاعات را در زمان واقعی و از هزاران منبع جمع‌آوری کند، با هم همکاری مستمر داشته باشند و تصمیمات هوشمندانه‌تری بگیرند. انگار داستان مربوط به یک سازمان تجارت اقتصادی یا یک عملیات نفتی در اعماق دریاست، اما این آیندۀ معدن است.

در چند سال گذشته، سرمایه‌گذاران بخش معدن و مدیران اجرایی از توسعه سایت‌های معدنی جدید روی گردانده‌اند و بر بهره‌وری بیشتر و بازده بهتر عملیات در سایت‌های معدنی موجود متمرکز شده‌اند. معادن عمیق‌تر می‌شوند، ارزش خروجی‌هایشان کاهش می‌یابد و هزینۀ نیروی کار رو به افزایش می‌گذارد. با توجه به منابع عظیم مورد نیاز برای استخراج سنگ‌های معدنی از زیر زمین و عرضه به مشتریان، حتی هر بهبود کوچکی در بهره‌وری بسیار معنی‌دار است.

کارگران معدن با چالش‌های خاصی از قبیل کارکردن در مناطق دورافتاده و در شرایط سخت مواجهند. این حقایق، همراه با محافظه‌کاری قابل فهم دربارۀ ایمنی و ریسک‌های زیست‌محیطی، از نظر تاریخی به این معناست که پیشرفت فناوری رو به افزایش است. خطر تکیه بر رویکرد “منتهی به فروشنده” برای نوآوری‌های فناورانه این است که ارزش چشمگیری از دست می‌رود. در صنایعی مانند حمل‌ونقل، تدارکات، تولید، و نفت، فناوری به عامل اولیۀ بهره‌وری بیشتر تبدیل شده است. بخش خودرو با معرفی تجهیزات تولید خودکار و روباتیک جهت رفع نواقص، تغییر شکل یافته است.

در حال حاضر در آستانۀ موج جدیدی از بهبود بهره‌وری ناشی از فناوری قرار گرفته‌ایم که آن را اینترنت صنعتی یا اینترنت اشیاء می‌نامند و پنج رویکرد فناوری را در بر می‌گیرد: حسگرها و محرک‌های کم هزینه و متصل به آی‌پی، سیستم‌های کنترل قدرتمند، اتصال شبکۀ پرسرعت در دسترس و الگوریتم‌ها و تجزیه‌ و‌ تحلیل‌های پیشرفته.

پیشرفت‌های اخیر در فناوری ارزان باعث رشد بهره‌وری و مزایای مربوط به ایمنی در معادن می‌شود، درست همانطور که در صنایع دیگر رخ داد. همچنین می‌توان به معدن‌چیان کمک کرد تا از مصرف سرمایه اجتناب کنند. فناوری به شرکت‌هایی که عملیات‌شان از لحاظ جغرافیایی پراکنده‌ است اجازه می‌دهد تا بر غول فاصله فائق آیند و مانند برخی از تولیدکنندگان به سطحی از یکپارچگی در تولید برسند.

یکپارچگی بهتر در سراسر زنجیرۀ ارزش استخراج، معدنچیان را به همان سطح از کنترل و قابل‌پیش‌بینی‌بودن می‌رساند که بسیاری از صنایع دیگر در حاضر دارند. در همین حال، هزینه‌های فناوری در حال کاهش است و راه‌حل‌های خریداران همچنان در حال تغییر. برای مثال، کامیون‌های معدن صدها حسگر هوشمند دارند که هزینه‌اش کمتر از نیم درصد از هزینۀ کل تولید است.

سه عنصر استراتژی موفقیت‌آمیز فناوری

به استراتژی فناوری جامع با یکپارچگی درونی نیازمندیم. باید نقش فروشنده در نوآوری را مشخص کرد، اما نباید به آنها اجازه داد اولویت‌ها و میزان عجله‌شان را دیکته کنند، و سهمی ناعادلانه از ارزش برای خودشان بردارند. باید بر نتایج مشخص که منافع مادی را نشان می‌دهد و مقاومت فرهنگی و سازمانی را جهت پذیرش فناوری کم‌رنگ می‌کند، تمرکز کرد. همچنین باید در اغلب مسائل مهم دربارۀ فناوری برای شرکتی خاص موضع مشخصی داشت. با اینکه هیچ‌کس نمی‌داند که چه فناوری‌های نویی در راه است، این استراتژی نیاز به دیدی واضح دربارۀ جایگاه و هدف فناوری در زنجیرۀ ارزش نقطه به نقطه دارد.

یک استراتژی موفق سه عنصر دارد. اولین عنصر تعهد واقعی به نوآوری است. در یکی از مقالات فایننشال تایمز، مارک کاتیفانی، مدیرعامل شرکت معدنی آنگلو آمریکن اظهار داشته است: “هزینۀ نوآوری و تحقیق و توسعۀ صنعت استخراج معدن یک‌دهم صنعت نفت است. اگر دست به ابتکار نزنیم و ساختارهای هزینه و بازدهی‌مان را بهبود نبخشیم، شرکت‌هایمان تبدیل به واحدهای زیرمجموعه شرکت‌هایی مانند جنرال الکتریک و دیگر شرکت‌های چندرشته‌ای می‌شود که همچنان نوآوری را در مجموعه‌شان حفظ کرده‌اند.”

عنصر دوم مربوط به تعاملات مختلف فروشنده است. معدن‌داران باید از روابطی که فقط مبتنی بر تبادل است، به سوی همکاری‌های بلندمدت تغییر رویه دهند، وضعیتی که فروشندگان در آن فناوری‌های جدیدی برای افزایش بهره‌وری ایجاد می‌کنند و در عین حال مطمئن می‌شوند که به‌طور کارامد یکپارچه شده و گام‌های لازم را برای تحقق‌بخشیدن به مزایا برداشته‌اند. این امر به راه‌های خلاق برای مدیریت اموال معنوی مشترک، مجموعه توانمندی‌های سازمانی و عملیاتی جدید و مسئولیت‌های کاری مشخص و مناسب نیاز دارد.

عنصر سوم مربوط به بازنگری، نه تنها دربارۀ فناوری بلکه دربارۀ عملیات است. مسئول ارشد عملیات باید نه تنها فناوری‌ها و دارایی‌های مادی را به‌طور اساسی تغییر دهد بلکه باید سیستم‌های مدیریتی و سیستم‌های منابع انسانی را نیز تغییر دهد، اینها سه رکن سیستم‌های تحول عملیاتی معدن هستند. به گفتۀ یکی از اشخاصی که به پژوهش روی سیستم‌های تحول عملیاتی معدن پرداخته است: “فناوری فقط ۵ درصد راه‌حل است. ۹۵ درصد دیگر مربوط به پیاده‌سازی سیستم‌های عملیاتی و فرایندهایی در تمام زنجیرۀ تامین است تا اطمینان حاصل کنید که آن فناوری مفید و پربازده بوده و برای تمام کارگران ایمن است.” رویکرد سیستم‌های تحول عملیاتی معدن که توسط شرکت بی‌سی‌جی ارائه شده است، دارای ۱۲ عنصر است. (جدول ذیل). مطالعۀ موردی زیر نشان می‌دهد که چطور این‌ها در عمل اتفاق می‌افتند.

سیستم‌های تحول عملیاتی معدن  ۱۲ عنصر عملکردی دارد

سیستم‌های مدیریت موثر

فرایندهای فیزیکی کارامد

تعالی افراد

برنامه‌ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل استقرار منابع در درون و در سراسر مرزهای شرکت

درک، طراحی، عمل، تعمیر و نگهداری و بهبود سرمایه‌های فیزیکی

استخدام، پرورش و واردکردن افراد مناسب

  1. برنامه‌ریزی جامع

·         برنامه‌ریزی بر اساس افق زمانی

·         برنامه‌ریزی بر اساس عملکردها

·         مدیریت کار

·         کنترل درونی کوتاه‌مدت

۵٫ درک ظرفیت‌های منابع

·         اکتشاف در سایت‌های معدنی از قبل استفاده شده

·         حفاری و دانش کانه‌شناسی

·         استراتژی گسترش منابع

·         مدل‌سازی منابع و شرایط محل

۹٫ سازمان، نقش‌ها و مسئولیت‌ها

·   ساختار سازمانی

·نقش‌ها، اختیارات و مسئولیت‌ها

·    انگیزه

 

  1. اداره، انطباق و ریسک

·         گروه‌های مدیریتی

·         پیاده‌کردن استانداردها و سرممیزی

·         مدیریت ریسک

۶٫ انتخاب روش، پیکربندی و تجهیزات

·         روش استخراج و فراوری

·         ترکیب‌بندی نقطه به نقطه سرمایه

·         انتخاب تجهیزات

۱۰٫ برنامه‌ریزی نیروی کار استراتژیک

·         عرضه و تقاضای کمّی

·         عرضه و تقاضای توانمندی‌ها

·         تقسیم وظایف در درون و بیرون از سازمان

  1. مدیریت عملکرد

·         تعریف شاخصه‌های کلیدی عملکرد و تنظیم اهداف

·         پیگیری و گزارش عملکرد

·         مدیریت پیمانکار

۷٫ طراحی فرایند و بهبود مداوم

·         طراحی فرایند نقطه به نقطه و رابط‌ها

·         مدل‌های تنگنا، کارایی کلی تجهیزات و بهره‌وری

·         اصول و ابزارهای ناب

·         بهبودهای مداوم

۱۱٫ آموزش و توسعه

·         آموزش مهارت‌ها و شرایط لازم

·         بهبود شغلی و مدیریت استعداد

۴٫       داده‌ها، تجزیه و تحلیل‌ها و تصمیم‌گیری

·         رهبری خط‌مقدم مشخص و مدیریت پیامدها

·         همکاری و تعامل

·         ارتباطات

۸٫ پلت‌فرم فناوری

·         ادغام فناوری‌ها و مفاهیم جدید

·         پلت‌فرم فناوری اطلاعات

۱۲٫ درگیری فرهنگ و کارکنان

·         مدیریت داده (کیفیت، محدودیت‌های زمانی)

·         تحلیل‌های پیشرفته و داده‌های بزرگ

·         تصمیم‌گیری و اولویت‌بندی

یکپارچه‌سازی عملیات حفاری معدن از راه‌دور

ماینکو یک تولیدکنندۀ مواد خام بزرگ با یک زنجیرۀ تامین پیچیده در داخل هر محدوده شهری است (با سایت‌های تولیدی متعدد، عملیات خردایش در تعدادی از مراکز داخلی، یک شبکۀ راه‌آهن، محوطه‌هایی که محصولات با درجات مختلف را با هم مخلوط می‌کند، و عملیاتی که در بنادر مورد نیاز است). هر یک از عملیات سایت، اتاق کنترلی برای هماهنگی و نظارت بر عملیات دارد، اما رشد حجم دامنه و پیچیدگی عملیات، تولید تعداد روبه‌افزایش وابستگی‌ها در سراسر شبکه را افزایش داده بود.

ماینکو برای بهبود هماهنگی و افزایش بهره‌وری، پروژه‌ای راه‌اندازی کرد تا کنترل و نظارت بر عملیات را در محلی واقع در شهری صدها مایل دورتر انجام دهد. با اینکه اجزای انفرادی فناوری توانمندساز در همان مکان بود (حسگرها و محرک‌ها، سیستم‌های کنترل، اتصال شبکه)، ترکیبی از آن فناوری‌ها بود که با فروشندگان مختلفی کار می‌کرد و تفاوت بارزی داشت. پیاده‌سازی تعدادی از عناصر رویکرد سیستم‌های تحول عملیاتی معدن از این قرار است: یکپارچه‌سازی برنامه‌ریزی در سایت‌ها، عملکردها، و افق‌های زمانی مختلف؛ رهبری، انطباق و مدیریت ریسک؛ تحلیل داده برای شناسایی و مخاطب قرار‌دادن تنگناها؛ مدیریت تغییر با درگیر‌شدن با مدیران و اپراتورها دربارۀ اینکه افراد در کجا مستقر شوند، چطور با یکدیگر کار کنند و چطور تغییرات بر آنها تاثیر می‌گذارد؛ و تشویق فرهنگ بهبود مستمر.

برای اجرای نقش‌هایی که رشته‌های حفاری معدن به شیوۀ سنتی و مهندسی مکانیک را با رشته‌های جدید دیجیتال تلفیق می‌کند به استعداد جدید نیاز بود. برنامۀ ارتباطات طرح‌ریزی‌شده با وجود برخی از مقاومت‌های اولیه دربارۀ شفافیت و از دست‌دادن کنترل در سایت، بر بهبود ایمنی و کارایی تاکید می‌کند تا به مدیریت سایت و خدمه کمک کند تا فناوری را درک و پذیرش کنند. مزایا برای مینکو چشمگیر بوده است. این مرکز به موقع و با موفقیت تکمیل شد و هزینه اش ظرف ۱۸ ماه برگشت. صدها تن از کارکنان در شهر ساکن شدند، به این ترتیب هزینه‌های پرواز و اقامت کاهش یافت. شفافیت در زمان واقعی دربارۀ اینکه کجا، کی و چطور تنگناها در سرارسر زنجیرۀ تامین تغییر می‌کنند به مدیریت اجازه می‌دهد تا بر بهبود مدوام آنها، ارایۀ بهره‌وری واقعی و صرفه‌جویی در هزینه تمرکز کنند.

این مرکز قادر به پیاده‌کردن آزمایشی دیگر فناوری‌ها از قبیل اتوماسیون، و آزمایش‌هایی با اَبَرداده‌ها و تجزیه و تحلیل‌های پیشرفته است و گزارش می‌کنند که برنامه‌های بهتر ادغام‌شده و عمل به برنامۀ زمان‌بندی باعث کاهش متغیرهایی است که در بسیاری از عملیات حفر معدن وجود دارند و منجر به فضای عملیاتی ایمن‌تر نیز شده است.

فراخوان برای عمل در شرکت‌های معدنی: چگونه فناوری می‌تواند چالش بهره‌وری را هدف قرار دهد.

مدیران اجرایی معدن باید این سوالات را از خودشان بپرسند:

·         چطور می‌توان از فناوری جهت ادغام عملیات و واحدهای کسب‌وکار استفاده کرد؟

·         بر مبنای دیدگاه مدل عملکرد آینده، مزایای بالقوه چیست؟

·         چطور فرهنگ و توانمندی سازمانی را بر محور نوآوری می‌سازیم، در حالیکه بر مدیریت ریسک و ایمنی تمرکز شدیدی داریم؟

·         پر بازده‌ترین راه برای شراکت با فروشندگان و دیگر تامین‌کنندگان چیست؟

·         جهت دستیابی به بالاترین مزیت چه تغییراتی در سیستم مدیریت، فرایند فیزیکی و افراد لازم است؟

وقتی حاشیه‌ها تحت فشار روزافزون قرار می‌گیرند و دستیابی به سرمایه به شدت دشوار می‌شود، صاحبان معدن نمی‌توانند هزینۀ صرف نظرکردن از ظرفیت فناوری را تقبل کنند تا خود را تقویت کرده، ریسک ها را مدیریت کنند و به ایمنی دست یابند. نوآوری‌های فناورانه باید با ابتکارات به شیوۀ سازمان هماهنگ باشد؛ چطور آنها تصمیم‌گیری می‌کنند، و چطور نیروهایشان را مدیریت می‌کنند. شرکتی که بتواند هر دو کار را با هم انجام دهد به بیشترین مزایا دست می‌یابد.

منبع: بی‌سی‌جی پرسپکتیو

مترجم: مرضیه فروتن